۱۴۰۵/۰۷/۰۹ - ۱۹:۱۷

آغازی بر پایان خاورمیانه رویایی اعراب و آمریکا

تجاوز ارضی ایالات متحده آمریکا به ایران آثار غیرقابل پیش بینی را به همراه داشت از جمله این آثار تثبیت و استقرار بیش از پیش قدرت منطقه ای ایران و تغییر موازنه قدرت دست کم در منطقه غرب آسیاست؛  بدین معنا که ایالات متحده و همپیمانان عرب و اروپایی این کشور به این درک واقعی رسیدند که قدرت نظامی ایران مافوق برآوردهای دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی آنها بوده است و اجرایی ساختن پلن های متفاوت نتوانسته دم دستی ترین اهداف آنها را رنگ تحقق ببخشد.

آغازی بر پایان خاورمیانه رویایی اعراب و آمریکا

به گزارش سراج24؛ ایالات متحده سالها خود را به عنوان اَبرحامی اعراب معرفی کرد که می تواند امنیت را برای آنها به ارمغان بیاورد؛ امروز اعراب دریافته اند امریکا نه تنها چتر حمایت نظامی را بر سر آنها قرار نداد بلکه خود تبدیل به عامل برهم زننده امنیت حداقلی آنها نیز شد. خاورمیانه ای که قرار بود با فروپاشی قریب الوقوع ایران، اعراب را به عنوان قدرت بلامنازع غرب آسیا-البته با بازیگردانی امریکا- برجسته نمایند، تبدیل به باتلاقی شد که امریکا و اعراب را گرفتار کرد. 

امروز پس از گذشت 6 ماه از جنگ رمضان بوضوح می توان یکی از آثار عینی جنگ را دلمُردگی و رویگردانی اعراب از آمریکا به عنوان یک شریک حامی که می توانست امنیت آنها را تضمین و مانع از تجاوز احتمالی ایران شود را درک کرد.

تجاوز، تهدید و میز مذاکره هیچ کدام عمق باتلاق را برای آنها کم نکرده است و پس از گذشت 6 ماه از جنگ ترامپ و شیوخ عرب کماکان بدنبال راه برون رفت از منجلابی هستند که در آن گرفتار شده اند. 

«خاورمیانه ای» که تحت نفوذ گفتمانی انقلاب اسلامی ایران قرار داشت و با سقوط بشار اسد و برخی دیگر از رخدادها این تلقی را برای غرب بوجود آورده بود که تجاوز به تمامیت ارضی ایران قطعاً منجر به تغییر بنیادین وضعیت غرب آسیا به نفع شیوخ منطقه خواهد شد. 

امروز پس از گذشت 6 ماه از جنگ امریکا-اسرائیل علیه ایران، فان افروز نشریه شورای روابط خارجی آمریکا تصویر گویایی از منطقه غرب آسیا با محوریت ایران به نمایش گذاشته است که نشان می دهد نه نفوذ ایران در منطقه غرب آسیا کاهش نیافته است بلکه شرایط و نتایج جنگ منجر به آن شده است که امریکا و متحدان منطقه ای و حتی اروپایی او باید ضمن پذیرش قدرت ایران، بپذیرند که برای اخذ هر تصمیمی در این منطقه باید نخست منافع ایران را در نظر گرفته و رویکردی را اتخاذ کنند که اهداف و منافع ایران در آن لحاظ شده باشد.

این نشریه آمریکایی در گزارشی تحلیلی از «پایان خاورمیانه آمریکایی» سخن به میان می آورد و می نویسد:  «جهان، وارد دوره‌ای پساآمریکایی شده که در آن، توان آمریکا برای تحمیل اراده خود، دیگر بدیهی و بی‌رقیب نیست. جنگ ایران، فقط موشک و پهپاد و ناو را در برابر هم نگذاشت؛ تصویر آمریکا از قدرت خودش را به میدان آورد. آمریکایی که دهه‌ها امنیت خلیج فارس و آزادی کشتیرانی را بخشی از نظم تحت رهبری خود می‌دانست، حالا با واقعیتی روبه‌رو شده که حتی باز نگه داشتن هرمز به یک مساله راهبردی، برایش تبدیل شده است.» این نشریه از ناتوانی امریکا برای استیلای قدرت خود در تنگه هرمز و عبور و مرور کشتی ها در این تنگه می گوید که نمایانگر چیرگی قدرت ایران است، موضوعی که بسیاری از رسانه های فارسی زبان خارجی نسبت به گفتن آن پرهیز دارند. 

این نشریه آمریکایی ادامه می دهد: «این، یعنی جنگ ایران بیش از آنکه صرفا توازن قوا را جابه‌جا کند، معیار سنجش قدرت آمریکا را تغییر داده است؛ آمریکا هنوز یک قدرت عظیم نظامی است! اما هژمونی، فقط داشتن بمب و ناو نیست؛ هژمونی یعنی توان تبدیل قدرت نظامی به نتیجه‌ای سیاسی.» فاین افروز بدرستی اعتراف می کند که آمریکا نتوانسته است با بهره گیری از قدرت نظامی خود، معمای جنگ را به سود خود به پایان برساند و ایران را وادار به پذیرش خواسته های سیاسی آمریکا کند؛ اعترافی که به خوبی شکست آمریکا را روایت می کند.

 فاین افروز در پایان می نویسد : «جنگ علیه ایران، دارد نخبگان آمریکایی‌ را وادار می‌کند، دوباره از خودشان بپرسند: اگر آمریکا نتواند اراده خود را در هرمز تحمیل کند، پس مرز واقعی قدرت آمریکا، اصلا کجاست؟»

براستی مرز واقعی قدرت آمریکا کجاست که پس از گذشت 6 ماه نه تنها نتوانسته ایران را تسلیم کند و به جای از بین بردن قدرت هسته ای و موشکی ایران «بازگشایی تنگه هرمز» را به آرزوی دست نیافتنی تبدیل نموده است چرا که معمار نظم جدید خاورمیانه ایران است و تا نظم دهنده اراده نکند موقعیت منطقه تغییر نخواهد کرد.

 

منبع: سراج24
اشتراک گذاری
نظرات کاربران
capcha
هفته نامه الکترونیکی
هفته‌نامه الکترونیکی سراج۲۴ - شماره ۳۲۵